مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
83
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
ابن طاووس ، اللّهوف ، / 178 - 188 / عنه : المجلسي ، البحار ، 45 / 131 ، 132 - 135 ، 137 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 432 ، 433 - 435 ، 437 - 438 ؛ البهبهاني ،
--> مىكند : « هان ! لعنت خدا بر ستمكاران باد . پس سپاس پروردگار جهانيان را كه اوّلِ ما را باخوشبختى ومغفرت وآخرِ ما را باشهادت ورحمت پايان داد . از خدا مىخواهم كه پاداش آنان را به طور كامل وهرچه بيشتر عطا فرمايد وما را بازماندگان نيكى گرداند كه أو مهربان وبامحبت است وخداوند ما را بس است ؛ زيرا وكيل نيكويى است . يزيد در جواب شعري به اين مضمون خواند : بسا نالهاى كان پسنديدهتر * كه آسان بود نوحه بر نوحهگر راوي گفت : سپس يزيد با أهل شام مشورت كرد كه بااسيران چه كند ؟ آنان نظري دادند ( كه به حكم مراعاة أدب با خاندان رسالت ترجمه نشد ) نعمان بن بشير گفت : « ببين رسول خدا با آنان چه مىكرد ، تو نيز همان كن . » پس مردى از أهل شام نگاهش به فاطمه دختر حسين افتاد وگفت : « يا أمير المؤمنين ! اين كنيز را به من ارزانى دار . » فاطمه به عمهاش گفت : « عمه جان ! يتيم شدم . كنيز هم بشوم ؟ » زينب فرمود : « نه ! اعتنايى به اين فاسق نكن . » شامي گفت : « اين كنيزك كيست ؟ » يزيد گفت : « اين ، فاطمه دختر حسين است وآن هم زينب ، دختر علي بن أبي طالب است . » شامي گفت : « حسين پسر فاطمه وعلى فرزند أبو طالب ؟ » گفت : « آرى ! » شامي گفت : « خدا تو را لعنت كند اى يزيد ! فرزند پيغمبر را مىكشى وخاندانش را أسير مىكنى ؟ به خدا قسم من بگمانم كه اينان أسيران روماند . » يزيد گفت : « به خدا كه تو را نيز به آنان پيوند مىدهم . » پس دستور داد وگردنش را زدند . راوي گفت : يزيد سخنگوى دربار را طلبيد ودستور داد كه بر منبر شود واز حسين وپدرش بدگويى كند . سخنگو به منبر شد ونسبت به أمير المؤمنين وحسين شهيد عليهما السلام بسيار بد گفت واز معاوية ويزيد ستايش كرد . علي بن الحسين عليه السلام بانگ بر أو زد وگفت : « واي بر تو اى سخنگو كه رضاى مخلوق را به خشم آفريدگار خريدى . نشيمنگاه خود را در آتش ببين . » راستى كه ابن سنان خفاجى در توصيف أمير المؤمنين چه خوب سروده است شعري را كه مضمونش چنين است : بدگويى از كسى بنمايند آشكار * بر منبرى كه تيغ وىاش پايه برفراشت راوي گفت : آن روز يزيد لعين به علي بن الحسين وعده داد كه سه حاجت أو را برآورده خواهد كرد . فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 178 - 188